من و خاله
جدیدا هروقت با خاله سولمازم تلفنی صحبت میکنم بعد از سلام بهش میگم من تهرانم کلی ایندفعه از دست خاله عصبانیم آخه هروقت من از پیش مامان جون وباباجون برمیگردم خاله میره پیششون نمیگه دل کوچولوی من میخواد همه باهم اونجا باشیم همش تنها تنها میره منو باخودش نمیبره منم بهش گفتم ایندفعه وایستا منم بیام خاله سولمازم گفت چشم اما این خاله که به حرف من که گوش نمیده ...
نویسنده :
خاله سولماز
9:12


